تبليغاتX
Lilypie 4th Birthday Ticker چی توز <
کفتران آسمان عشق!!

سلام!

بالاخره دوازدهمین و آخرین اول مهرمم تموم شد!

هم خوشحالم که بالاخره مدرسه تموم شد هم ناراحت!

آخه کجا میشه این همه دیوونه بازی و اسگل بازی در اورد؟

البته خوشحالیم بیشتره! چون به هر حال ما کاره خودمون رو می کنیم! می خواد مدرسه باشه یا دانشگاه یا هرجا دیگه!

روز اولم برنامه ای داشتیم!

من که آخرای برنامه رسیدم سر صف٬ همونم با بچه ها زدیم تو سر و کله هم!

مثل مور و ملخ شاگرد جدید ریخته.یکی از این شاگرد جدیده اومد تو حیاط پشت سرش باباش اومد با کت شلوار و کروات و کلی شیک و پیک و این صحبت ها٬ برای دخترش بوس فرستاد و بای بای کرد!

حالا منم اون وسط جلو همه شروع کردم بای بای کردن و دست تکون دادن!

بنده خدا آقاهه چند ثانیه مات موند.حتما داشته فکر میکرده اینجا کجاست بچم رو نوشتم!

خلاصه حرفاشون تموم شد بعد ما به عنوان بزرگان مدرسه(اهم) اولین نفرا داشتیم می رفتیم که بریم کلاس یهو مدیر پرید جلومون که صبر کنیییییییییییید!

حالا ما چیه چته چی شده؟؟

بعد گفت با یاد و نام خدا برین سر کلاس و درسای سال تحصیلی جدید!

حالا انگار ما هم اول مهرمونه و اونایی که تابستون میومدن مدرسه یوگی و دوستان بودن!

مژگان بهش گفت باشه به خاطر تو سوره بقره می خونم بعد میرم!!

عجب روزه پرباریم بود٬ گسسته٬گسسته٬دیفرانسیل٬دیفراسیل!

نابود شدیم.اونم زبون روزه تا ساعت ۲ و نیم!

بدتر از اون اینکه بقیه بچه ها ۱۲ و نیم تعطیل شدن.آی سوختیم ما!!!

زنگ که خورده بود وایساده بودیم هرکی میرفت خونه فحششون میدادیم! حالا همه هم جدید!

نیوشا هم که ترکونده بود با لاک قرمز اومده بود مدرسه!!!

بهش میگم چرا اینطوری اومدی؟

گفت دیشب احیا بودم!!!!

موقع برگشتن من و طیبه و شبنم تو ماشین عقب نشسته بودیم ویدا هم جلو بود

بعد تو ترافیک ماشین وایساده بود نزدیکه اونجا یه سوپر بود یه پسری هم جلوش وایساده بود.

از تو سوپر یه مادر و بچش اومدن بیرون٬کیفه بچهه دسته مامانه بود که روش عروسک <<دیدی>> خواهر دکستر بود.(همون کارتونه که پسره دانشمنده و یه خواهر دراز داره!)

شیشه ماشین پایین بود٬ماشینم دقیقا بغل سوپر بود. من گفتم ا شبنم این دیدی ه! خواهر دکستر!

مسیر دیده ما هم مامانه و بچهه بودن که پشت سر پسره بودن!

حالا پسره به خودش گرفته بود دهنش وا مونده بود ما چی میگیم!

دیدی؟؟؟ خواهر دکستر؟؟؟؟

فکر کنم بنده خدا به خودش شک کرده بود! رنگش پرید یهو

امروز صبح٬سرایدار مدرسه وایساده بود دمه در٬من و بچه ها هم سلام کردیم و داشتیم می رفتیم تو اینم جواب سلام مارو اینطوری داد:

ســـــــــــــــــــــــــــــلام به کفتران آسمان عشق!

همون موقع زنش از بیرون اومده بود گفت این خرسای گنده کجاشون شبیه کفتره؟!؟؟

این روزها همه اسگلند!! شما چطور؟؟؟


اینم دیدی ( مو زرده!) به همراه دکستر و خانواده!!

2 نوشته شده در  پنجشنبه 4 مهر1387ساعت 3:31 قبل از ظهر  توسط نسترن  |