تبليغاتX
Lilypie 4th Birthday Ticker چی توز <
تابستون کوتاهه!
سلام!

من الان در تعطیلات تابستونی به سر می برم! مثلا!

از ۱۵ شهریور تعطیلمون کردن ولی کلی برنامه واسه درس خوندن دادن که به هیچ کدوم عمل نکردم هنوز!

نتیجه های کنکورم که اومد هی می گفتم ۱ سال دیگه همین موقع نوبت منه

یعنی سال دیگه وضعیتم چطوریه

امسال آزاد آزمایشی شرکت کردم انتخاب اولم نرم افزار تهران-شمال بود که نیوردم انتخاب دومم نرم افزار بافت کرمان بود که قبول شدم!

بازم جای امیدواریه که یه چیزی قبول میشیم٬ به هر حال ولی این چیزه کجا باشه مهمه!

یکی از دوستام از انگلیس اومده بود چند وقت پیش٬ وقتی دیدمش گفت ما اونجا دوره ی پیش دانشگاهیمون ۲ ساله که پیش نیاز رشته دانشگاهیمونه.

مثلا خودش می خواست تو دانشگاه معماری بخونه٬ پیش دانشگاهیش درس های معماری و اینا بود.

باز این طوری به نظر من خیلی بهتره. یکی که می خواد تو دانشگاه کامپیوتر بخونه یا هر چی دیگه باید درس هاش با کسی که می خواد برق بخونه یه فرقی باید بکنه! یا بقیه رشته ها هم همین طور!

تازه اونم تو فضای مدرسه های اونا! کاری به مختلط بودن یا نبودنش ندارم٬ ولی درسای اونا از ما سبک تره و فضای مدرسه شاده و جشن و کلی تفریح و اینا.

ما بزرگ ترین جشن مدرسه هامون جشن انقلابه که اونم همیشه ته تهش درست کردن روزنامه دیواری با مطالب تکراری و پخش شدن ۳-۴ تا آهنگ انقلابی و تعریف کردن خاطرات تکراری معلم ها و ...

حالا تفریح به جهنم٬ این همه استرسی که تو مدرسه هست چی؟

همین بچه های کلاس خودمون! با این که عین خیالمون نیست و خیلی شاد و سرخوشیم٬ ولی بیشتر بچه ها عصبی شدن. مثلا یه روزهایی هست سر یه مسئله خیلی کوچیک همه می پرن به هم.

خودم از بس شب ها بیدار بودم سر درد شدید گرفتم که با آرام بخش و مسکن و اینا هم آروم نمیشه.

یه سری درس که دوست نداری و شاید حالت هم ازش به هم می خوره می شینی می خونی بعد میری سره جلسه امتحان برای این که بگن مثلا داریم باحاتون قوی کار می کنیم یه سری سوال معلوم نیست از کجاشون در میارن٬ بعد نمرت میاد پایین و کلی سرکوفت از معلم و پدر و مادر که درس نخوندی و توام می بینی چه بخونی چه نخونی هیچ فرقی نمی کنه و ول می کنی!

بگذریم!

برای کی مهمه؟

 

 

 

2 نوشته شده در  یکشنبه 24 شهریور1387ساعت 10:32 قبل از ظهر  توسط نسترن  |

تابستونه گند خورده!
 سلام!

چه گندی خورده به تابستونمون ها!

از شنبه تا ۴ شنبه باید بریم!

امسالم که مسئولین مدرسه به معنی واقعی کلمه٬ رم کردن

پارسال این پیش های ما به صورت علنی موبایل میاوردن و ابروهاشونم تمیز کرده و اینا!

حالا امسال یکی از بچه ها عروسی بوده ابرو هاش رو یکم تمیز کرده٬ مدیر و معاون و ناظم و اینا به قصد کشت بهش تذکر دادن!

خیلی خنده بود! ناظمه بهش گفت پارسال بعضی از بچه های ما صورتشون مو داشت دست نمی زدن!آدم لذت می برد!

بله واقعا! آدم لذت می بره دختر می بینه با سبیل!

خیلی دارن اذیت می کنن ساله آخری! البته کسی هم محل... نمی ذاره!

دیروز معلم فیزیک شاکی بود که چرا تمرین نمی کنیم و تست کار نمی کنیم و اینا!

بعد گفت:

ببینین خانوم ها! من که بالا سر شما نیستم ببینم تست می زنین یا نه. اگه یه طوری بود که با هم زندگی می کردیم٬ پیش هم بودیم...

بعد دید ما این طوری داریم نگاش می کنیم

ادامه داد:...مثلا اگه خواهری٬ فامیلی٬ یا من تو یه طبقه شما یه طبقه دیگه...!!

خلاصه این که ماست مالی کرد!

یه سوتی هایی می دن که اصلا جاش نیست بگم! وب فیلتر می شه!

امروزم که معلم شیمی قاطی کرده بود می خواست بگه این خانوم نمره نداره گفت این خانوم چیز نداره!

یا همون معلم فیزیک! طول دو بردار رو یه چیز دیگه می خونه!

وضعیتی داریم ما خنده!

امروز یاسمن کرم اتو برنز زده بود به دستاش٬ معاون بهش می گفت برو دستات رو بشور!!!!

فکر می کرد کثیفه!! قهوه ای شده!

یا این ناظم وحشی٬ در کلاس گیر کرده بود می خواست وا کنه هی تق تق می کوبید به دیوار! شبنم هم که نمی دونست پشت در کیه! داد زد آروم باش وحشی!

فکر می کرد یکی از بچه هاست! حالا این ناظمه در رو باز کرد شاکی بود ما هم هر هر می خندیدیم بهش! قرمز شده بود

اینم یه سوتی از یاسمن:

بچه ها همسایه پشتی نیلوفر اینا یه سگ دارن مثل خر پارس می کنه!!!!

خوش باشین!

2 نوشته شده در  یکشنبه 3 شهریور1387ساعت 4:41 بعد از ظهر  توسط نسترن  |