یعنی این قدر گرفتار بودم که تولدت یادم رفت؟
یادم رفت وارد سومین ساله همراهیت با من شدی.
یادم رفت ۲ ساله شدی!
باور کن هر وقت نت میام و میبینم هنوز داری پست ماه پیش رو نشون میدی و به نظرات جواب ندادم٬ عذاب وجدان می گیرم!
حالا هم که تولدت این طوری شد و یادم رفت.
ولی برام مهم بودی که ساعت ۳ صبح که یادم افتاد پا شدم و اومدم آپ کنم. حتی وقتی که همه مطلب هایی هم که نوشتم پاک شد و الان که ۴ صبحه هنوزم دارم می نویسم برات.
برام مهمی که هنوز نگهت داشتم.
برام مهمی چون دوستت دارم!
ازت می خوام من رو ببخشی. می دونم نویسنده خوبی برات نبودم.
جبران می کنم.
تولدت مبارک!

سال نو مبارک![]()
البته با تاخیر
این طوری نگاه نکن خوب
نشد آپ کنم...
ولی یه آپ می زنم جبران این تاخیر ها![]()
از هفته دیگه امتحان معرفی شروع می شه![]()
۱-۲ هفته درگیر امتحانیم.![]()
بعد از امتحان ها یه اردو ۳ روزه داریم به اصفهان.![]()
۱۴ تا ۱۶ اردیبهشت.
یه پست حسابی می زنم به جبران پست هایی که نزدم![]()
سفر نامه اصفهان
به زودی....![]()