مثل پارسال نیست که تو پادگان بودیم.اونجا کلی قانون داشت که ما قانون شکنی(!)می کردیم و کلی سوژه داشتیم![]()
خوب حالا چون دوست داری می گم برات![]()
اول این که ۲ تا امتحان بیشتر نمونده![]()
دوم این که یکی از بچه های سوم تجربی مرد!![]()
و اما سوم(!):امتحان ساعت ۸ شروع می شه و ۱۰ تموم می شه.ما ۵/۸ بیرونیم!
نیست خیلی قشنگ درس می خونیم زود هم می دیم![]()
ما چون تا ۱۰ الافیم میریم پاسداران برای قدم زدن! دیروز فقط ما دوم ها امتحان داشتیم.۱۱ نفر هم که بیشتر نیستیم.امتحان رو که دادیم آزاده و الهه و یاسمن و دلناز رفتن خونه.موندیم ما که سرویسی بودیم و باید تا ۱۰ می موندیم.
(نیلوفر خودش می رفت به خاطر شبنم موند که تنها نمونه! اینا از اول سال دشمن بودن باهم الان ۲ هفتس که دوست شدن.نمی دونی چه دل و قلوه ای می دن بهم!
)
سولماز و گلاله و لیلا که مثل کش تنبون همون اول زدن بیرون(شعر گفتم
)
من و طیبه هم بعده اینا رفتیم.از کنار یه مغازه اسپرت شدیم.همین طوری یه نگاه کردیم یه چیزی دیدیم که چسبیدیم به شیشه
یه شال گردن آبی لاجوردی که کلش رو نوشته ایتالیا و پایینش هم پرچم ایتالیا زیرش هم آرم پوما!![]()
![]()
![]()
![]()
رفتیم تو هرچی بالا پایین کردیم تخفیف که نمی داد! می داد ۴۰ تومن که من و طیبه رفتیم رو عصابش به ۲۲ راضی شد
.دیگه اومدیم پایین تر بدیم یارو داشت عصبانی می شد همون رو دادیم
بعد خوشحال و شاد و خندون شال ایتالیا به گردون(همون گردن به خاطر قافیه شد گردون) زدیم از مغازه بیرون!![]()
بعد رفتیم یه مغازه آرایشی.طیبه مثلا می خواست رژ انتخاب کنه.۱۰-۲۰ تا رژ زنه آورد تا این انتخاب کنه
طیبه به من: عزیزم این رنگ بهم میاد؟![]()
من: آره عزیزم تو هر رنگی بزنی بهت میاد!![]()
طیبه هم همش رو امتحان کرد
.آخر هیچ کدوم رو انتخاب نکردیم چون اصلا نمی خواستیم که بخریم!
.داشتیم می رفتیم بیرون.موقع رفتن به زنه گفتیم:ببخشید ریدیم به مغازتون!![]()
صدا فحشای زنه تا بیرون میومد!
(مردم چقدر بی جنبن!
)
بقیه پول هم رفتیم شکلات خریدیم و نوش جان کردیم.در کل فقط ۶۰۰ تومن موند برامون.
رفتیم و رفتیم به یه مغازه رسیدیم که کلی ب.ام.و داشت.سر و وضمون رو مرتب کردیم مثل دوتا خانم با شخصیت رفتیم تو.این حرفایی بود که زدیم:
من : این چه طوره؟![]()
طیبه: بد نیست.برا چی می خوای حالا؟ ما که تو ایتالیا بهترش رو داریم![]()
من: برا این چند ماه که اینجاییم می خوام![]()
طیبه: راست می گی احتیاج می شه! باشه.پس تو این رنگ رو بر دار منم اونو.![]()
بعد سه چهار تا کلمه ایتالیایی الکی پروندیم ![]()
صاحب مغازه کف بر و اینا.فکر کرد ما خر پولیم و از ایتالیا اومدیم
.برا همین کلی تحویل گرفت.دیگه داشتیم می رفتیم فرم پر کنیم برا خرید.چقدر گرون بودن![]()
صاحب مغازه:چک میدین؟![]()
من:بله![]()
در کیفم رو باز کردم.یارو فکر کرد می خوام چک بنویسم.ولی ۶۰۰ تومن رو در آوردم گذاشتم رو میز![]()
من و طیبه:فعلا پول همرامون نیست
.این رو فعلا بگیرین بقیه اش رو بعدا می دیم(با این قیافه هم گفتیم->![]()
)
یارو انگار که بهش فحش دادیم یه قیافیی شد
!ما هم زدیم بیرون.مونده بودیم مرده بودیم
(چقدر مردم بی جنبن!
)
دیگه با همون پول مجله و روزنامه خریدیم.برگشتیم مدرسه. نگو مسئول سرویس ها اومده مارو زودتر ببره ما هم نبودیم![]()
همین طوری که سر کوچه بودیم.گلاله اوپن نشسته بود لب جوب و سولماز هم پاهاش رو دراز کرده بود.یه موتور پلیس رد شد به سولماز گفت:چرا تو آشغالا نشستی؟
بعد رفت جلو تر دور زد برگشت.این دوتا فکر کردن می خواد بگیرتشون![]()
سولماز داد می زد:گلاله بدو.می خواد دستگیرمون کنه![]()
گلاله هم میدویید و جیغ می زد:یا ابا عبدالله! یا اباالفضل!![]()
ما هم داشتیم به اینا می خندیدیم و پلیسه هم به اونا
.جدی جدی باورشون شده بود می خواد بگرتشون!پلیسه فقط دور زد!![]()
بعد مدیر اومد.فکر کن بچه ها با اون وضع دم مدرسه تمرگیده بودن
.این هم اینارو دید عصبانی اومد.منم در رفتم پریدم تو سرویس که همون موقع اومده بود![]()
موندن اونا که مدیره ....شون کرد!
مسئول سرویس ها هم اومد گفت هیچ کدومتون نبودین فقط شبنم تو مدرسه بود.حالا یکی باید اون رو جمع می کرد![]()
این بود ماجرای ما! گفتم که اتفاق خاصی نمیوفته.همش این مدلیاست که زیاد فکر نکنم جالب باشه برات.نمی دونم دیگه! اگه خوشت اومد از همین مدلیا می گم که زیاد هم هست اتفاقا.![]()
با خودت خلوت کن ببین خوبه این طوری یا نه![]()
فعلا!![]()
بازم از اینا->![]()
بازی سحر رو ادامه می دم.باید ۵ تا از خصوصیاتم رو که نمی دونین بگم که بدونین بعد ۵ تا وبلاگ دیگه بگم که اونا هم بگن که ما بدونیم
اول اینکه شکلات خیلی دوست دارم.![]()
احساساتم در حد مرلین مندسونه![]()
به ديدن فيلم ترسناک.ديدن عکس آدم هاي مرده،ترکيده،سر قطع شده.ترسوندن و کرم ريختن به دوستان و عموم علاقه زیادی دارم![]()
خوش ندارم کسي رو ببينم که طرفدار ميلان.رما..چلسي.بارسا.پرسپوليس نباشه.اگه نباشه فقط يونتوسي،منچستري،استقلالي نباشه که من از هر چي يونتوسي،منچستري،استقلالي تو دنياست حالم به هم مي خوره!![]()
کتاب های کتاب هاي دارن شان.به خاطر کشت و کشتار و قتل و خون ريزي و... رو دوست دارم.
دیگه اینکه به دلم موند یه بار فقط یه بار نمره انضباطم بالا باشه![]()
حالا اینا باید ادامه بدن:
نادیا (دختر دایی ابلهم!
)
|
|