سلام
اگه بدونی چه هفته ای داشتم....اگه بدونی..![]()
یکشنبه ما رو از طرف مدرسه بردن شهید باهنر.ما هم کلی اسباب و اثاثیه برده بودیم با خودمون.![]()
همه بچه ها هم موبایل اورده بودن![]()
خلاصه...شهنوش که یکی از سوماست هم اومد تو جمع ما.شهنوش بچه باحالیه
...از اوناست که هفته ای 4-3 بار می کشوننش دفتر که ببینن چه غلطی کرده.![]()
گلاله تو موبایلش فیلم زهره داشت.بعدش هم به این بلوتوس بده و به اون بده...این شد که کل مدرسه گرفتن.![]()
خلاصه اون روز هم تموم شد و فرداش زنگ اول که اومدیم ناظم اومد و گفت گلاله و یاسمن با وسایاشون بیان پایین..
ما هم شصتمون خبر دار شد که به خاطر زهره ست![]()
منم وسطای زنگ سریع پریدم پایین و دیدم شهنوش و یاسمن وایسادن
گفتم چی شده؟؟؟ شهنوش هم گفت اوضاع خطریه فقط برو..![]()
رفتم تو حیاط دیدم یکی داره گریه می کنه و ناظم داره آب قند بهش میده..
گفتم اه اه حتما باز یکی از اون اول های لوس و ننره که پشه دیده غش کرده
...
ولی دیدم نه.....گلاله خودمونه و حالش هم بدجور بده.![]()
اونقدر حالش بد بود که زنگ بعدی آمبولانس اوردن تو مدرسه.
.
بعدا فهمیدیم چرا حالش بد شده بوده...آخه مدیر بدجور باهاش حرف زده بعد هم رفته پلیس(!)
بیاره و گلاله هم شوک عصبی بهش وارد شده و حالش بد شده..
یاسمن اومد بالا گفت اسم همه کسایی که موبایل اوردن رو می دونن و شهنوش تا اینا یه دستی زدن گلاله رو لو داده..
ما هم تو کل هفته به شهنوش فحش می دادیم.آخر رفتیم خرش رو گرفتیم ![]()
گفت به خدا...به پیر...به پیغمبر...یاسمن لو داده و گفته نسترن و لیلا هم موبایل اوردن.وقتی ازش پرسیدم چرا لو میدی؟ گفته که اگه لو بدی تو رو ول می کنن...![]()
منم کلی ناراحت....اخه من قط برده بودم عکس بگیرم.نه زنگ زدم نه فیلم زهره رو گرفتم خدا رو شکر!
چون اسم کسایی که بلوتوس گرفته بودن هم لو رفته بود![]()
گلاله از دوشنبه تا امروز که شنبه می باشد مدرسه نیومد
امروز اومد و ما هم کلی خوشحال شدیم(خدایی خیلی خوشحال شدم)![]()
![]()
زنگ آخر هم یاسمن به گلاله یه دسته گل داد![]()
بیرون مدرسه وقتی زنگ خورد و یاسمن رفته بود رفتیم پیش گلاله که ببینیم یاسمن راست گفته یا شهنوش؟
گلاله گفت اه اه این کارا چیه می کنه؟می ره گل می گیره؟![]()
بعد گفت یاسمن گفته که لیلا و نسترن هم موبایل اوردن و کاره خوده نامردشه![]()
می بینی؟کل ماجرا از سر تا ته بچه بازیه
حالم از این کارا به هم می خوره
حالم از یاسمن هم به هم می خوره
آخه آدم چقدر نامرد که بقیه رو لو بده تا خودش ول شه.
اه اه
چقدر بچه اند اینا..(یاسمن یعنی)
طفلی چقدر به شهنوش بیچاره فحش دادم.خودش می گفت یعنی به من میاد لوتون بدم؟![]()
حالا دارم تصمیم می گیرم فردا چی کار کنم.
چند راه دارم:
یکی این که محکم بزنم تو دهن یاسمن و فحش بدم
..
یکی این که تا آخر سال محل ندم
یکی این که...نمی دونم...![]()
احتمالا راه اول رو انتخاب می کنم.این طوری راحت هم می شم.
حالا تا فردا....
عکس های اردو هم چیزهای قشنگی شده.بعدا می ذارم براتون
ولی جالبه...زهره حالش رو می کنه... ما عذابش رومی کشیم!
خداحافظ!
دقت کردین آدم وقتی یه کاری می کنه بعد می فهمه چی کار کرده؟![]()
یه برنامه صبح ها که دارم مدرسه نشون می ده.اسمش خورشید خانم سلامه
یه عروسک داره اسمش مهروزه.مهروز به بچه هاشون کرم ریخته بود و داشت می خندید که چه حالی داده و این حرفا....
خورشید خانم هم اون بلا رو سر خودش آورد...
مهروز کلی ناراحت شد و دردش اومد و اینا...![]()
بعد خورشید خانم گفت اگه کسی طوریش می شد چی؟؟![]()
من یاد گاز اشک آوری افتادم که زدیم تو مدرسه...![]()
فقط کافی بود یکی به موادش حساسیت داشت.اونوقت خونش می افتاد گردن ما...![]()
مثلا همون دختره که به حال مرگ افتاده بود و داشت سرفه می کرد
یا اول ها که تلپ تلپ افتادن و غش کردن
وایییی ![]()
کیف کرم ریزی به همین فکر نکردناشه...![]()
ولی بعضی وقتا ممکنه این کرم ریزی ها خطرناک باشه..![]()
پس بیایید با هم در کرم هامون تجدید نظر کنیم......![]()
اشتباه نکن ...این ها خزعبلات یه کرم ریز نیست که دچار عذاب وجدان شده..![]()
این ها نوشته های یه کرم ریزه که با این که می دونه کرم هاش خطرناکه...ولی آدم نمیشه.![]()
![]()
فروغ تو وبلاگش در مورد آدم های معتاد به چیزهای مختلف نوشته بود.نوشته بود خودش معتاد به لیمو ترشه
منم فکر کنم به کرم ریزی معتاد شدم و هرچی بزرکتر می شم کرم هام هم بزرکتر می شن
امیدوارم خطرناک نشن...![]()
البته به سن هم ربط نداره
خودم 4 سالگی داشتم دختر داییم نادیا رو به کشتن می دادم![]()
باید بره خدا رو شکر کنه که خدا بهش رحم کرده و زنده مونده و می یاد اینجا نظر می ده![]()
هووو نادیا با تو می باشم![]()
(اون برنامه هم تو صبح به خیر ایرانه که نارنین نگاه می کنه)