|
اصولا واژه خودکشی به معنی خود کشتنه. يعنی در اين عمل فرد اونقدر خودشو میکشه که ميميره و اين خود کشتن به علت وارد آمدن مصايب و رنجهای فراوان يا بالعکس صورت ميگيره به نظر من خودکشی کار چندان جذابی نيست ولی بسيار هيجان انگيزه و به يه بار امتحانش ميارزه. من خودم چند بار امتحانش كردم و با اينکه چند بارش هم مردم ولی همچين بگی نگی بدم نيومد اول از همه اون کسايي که می خوان خودکشی کنن رو دستهبندي ميكنيم کسی که در عشقش شکست خورده شما جزو كداميك از دستههاي بالا هستيد؟ حالا فرض میکنيم: طرف تنها مياد توی يه اتاق و در رو قفل ميكنه و عزمشو برای خودکش جزم ميكنه. به دور برش نگاه ميكنه و اين وسايل رو ميبينه طناب خب... براي شروع بد نيست ولی نظرتون رو به يه موضوع مهم ولي پيش پا افتاده، جلب ميكنم: «تصوير و قيافه و ديسيپلين شما بعد از مردن خيلی مهمه فرض کنيد درب اتاق شما رو میشکنن و شما رو در حالتی پيدا میکنن که از يه طناب از سقف آويزونيد و داريد مثل پاندول ساعت تاب میخوريد و زبونتون مثل زبون بلانسبت سگ آقای پتيول از دهنتون آويزونه و صورتتون سياه و ورم کرده و احتمالا در اثر فعل و انفعالات شيميايی شلوارتون هم خيسه با اين حساب، دور حلق آويز کردن... خودسوزی... و خفهگی با گاز رو خط بگيريد يه بنده خدايي از دوستان، خيلی جالب خودکشی کرده که در نوع خودش يه ابتکاره ايشان، دوتا انگشت شصتش رو فرو کرد توی سوراخای دماغش و با انگشتای ديگرش هم دهنشو محکم گرفت و اونقدر خودشو خفه کرد تا مرد يا اونايي که روی سرشون نايلون میکشن و دور گردنشون روی نايلون رو با طناب میبندن و يا اونايي که خودشون رو جلوی ماشين ميندازن و له میشن... اينا همشون ديوونهان خودکشی ايدهآل خودکشي است که بدون درد، بدون عوارض جانبی، بدون تاثيرات بد و منفی روی صورت و اندام، بدون صدا، بدون کثافتکاری و باشه ژاپونیها يه جور خودکشی جالب رو ابداع کردن به اين صورت که يه سوزن جوالدوز رو برداشته و از روی سينه فرو میکنن توی قلبشون. البته اين کار يه کم درد داره. يه جورايي حس می کنيد که توی سينه تون آب جوش داره قل ميزنه. ولی حداقل، عوارض ظاهری نداره. ولی بديش اينه که حتما میميريد اول خوب فکراتونو بکنين بعد خودتونو بکشيد يه موضوع مهم توی خودکشي، پشيمونی ديرهنگامه. هشتاد و نه درصد کسايي که خودشون رو ميکشن، وسط يا آخر کار پشيمون میشن و اين در حاليه که هيچ راهی برای برگشت نيست. يه يارويي برای خودکشی يه تيکه پارچه رو گلوله میکنه و فرو میکنه توی حلقش و با ته گوشکوب ميده بره پايين ولی همون لحظه پشيمون ميشه و اين درحاليه که داره خفه میشه... يارو میدوه بيرون و از شدت عجله از روی پلههای آپارتمان پرت میشه پايين و میميره... و جالب اينکه مرگش به علت ضربه مغزی اعلام شد نه خفگي نکته مهم ديگه اينه که مدت خود کشي نبايد زياد طولانی باشه مثلا فرض کنيد در نوع رگ زدن خيلی طول میکشه تا خون تموم بشه و تازه آلودگی خون روی زمين و لباساتون رو هم در نظر بگيريد يا استفاده از گاز شهری امکان داره باعث بشه نه تنها خودتون بميريد بلکه خونه و بقيه رو هم بفرستيد روی هوا پس عاقلانه تر رفتار کنيد تا حالا به چند نتيجه مهم رسيديم كه سعي كنيد در خودكشي حتما اين نكات را مدنظر قرار دهيد زمان خودکشی رو درست انتخاب کنيد. (بهترين موقع بعد از ظهر ساعت شش حالا جديد ترين و راحت ترين روشهای خودکشی «استفاده از جوراب»
« سوء استفاده از موش» توی جهنم میبينمتون |
هی من می خوام این موضوع رو ول کنم بقیه ول نمی کنن هی میرن رو غیرت آدم!![]()
جواب همه رو دادم با همه کل کل کردم همه هم راضی شدن.
مونده این نادیا!نمی فهمه که.![]()
این نادیا دختر دایی منه.کار ما از تلفن و اس ام اس و فحش و فحش کاری گذشته رسیده به وبلاگ.
نادیا تو وبلاگش گفته که:
(( اصلا حق با فرانسه بود ایتالیا خیلی مسخره اومد بالا با کجا بازی کرد؟اکراین و استرالیا!!!!تنها بازیه مثلا مشکلش آلمان بود ولی فرانسه چی؟برزیل رو که 5 سال قهرمان بود شکست داد اسپانیا رو شکست داد پرتغال رو شکست داد!اصلا حق زیدان کارت قرمز نبود چون داور خودش اون صحنه رو ندید کاملا هم مشخص بود این ایتالیاییه فحش داده زیدان که داشت راه خودشو می رفت مرض نداشت
کارت زرد بسش بود مخصوصا این که بازی خداحافظیش بود ایتالیا فقط و فقط با شانس اومد بالا جام حق فرانسه بود))
اولا این که درست صحبت کن!ایتالیاییه چیه؟بی تربیت!![]()
دوما زیدان مرض داشت چون اون شروع کرد.![]()
سوما جریان اینه که ماتازاری لباس زیدان رو کشیده بود(که تو جریان بازی یه چیز طبیعیه)زیدان رو بی تربیت بهش گفته خیلی دوست داری لباسم رو بهت بدم وایسا بده بازی.اونم بهش گفته تروریست عربی!
اونم وحشی شده و....
چهارما ایتالیا خیلی وقته شکست نداشته.فکر کنم یه ۱۰-۱۵ سالی می شه.که این خودش رکورده.
پنجما اگه برزیل هم بود سوراخش می کرد.![]()
ششما به قول خودت فرانسه که برزیل رو شکست داده چرا باید به ایتالیا ببازه؟پس نتیجه می گیریم که ایتالیا کلا قویه.![]()
هفتما داور ندیده که ندیده.مهم اینه که همه دیدن.مخصوصا کمک داور.اصلا شاید داور کور و کچل و چولاق باشه.دلیل نمی شه که خطا نگیره.![]()
هشتما بازی آخرشه که هست.دلیل نمی شه که وحشی بازی در بیاره.توتی هم آخرین بازی ملیش بود
.حالا چون بازی آخره زیدان بود دلیل نمی شه که بگن چون تو بازی آخرته بیا وحشی بازی در بیار ما هم کارت زرد می دیم.
نهما جام حق مسلم ایتالیا بود و بس.![]()
![]()
دهما هم ندارد.
آبی افتخار من ایتالیا تو قلب من
من تو طول زندگی کلی شانس اوردم که زنده موندم و طوریم نشده .حالا خودم هیچی!
بیشتر شانس آوردم که کسی رو نکشتم!![]()
این کارا بر می گرده به سن از 6 سالگی تا 10 سال.
شانس هایی که اوردم خودم طوریم نشده:
-یه بار داشتم دوچرخه سواری می کردم،تصمیم گرفتم که چشم بسته برم(از این نوع تصمیم ها هنوز هم می گیرم
)نتیجش این شد که با ماشین تصادف کردم!![]()
-یه بار دیدم پریز سه تا سوراخ داره
.که از این سه تا یکیش بسته می باشد.حس مهندسی گل کرد و تصمیم گرفتم که اون سوراخی که بسته می باشد رو باز کنم.کلی زور و این حرفا.ولی باز نشد.پس تصمیم گرفتم اون دوتا رو پر کنم.نتیجه این تصمیم این شد که دوتا میخ کردم تو دوتا سوراخ پریز! این کار رو که کردم،به شدت پرت شدم و محکم خوردم به دیوار پشت سرم!لامصب خیلی قدرت داشت!![]()
-دگر بار(بابا ادبی
)یه شمع روشن کردم.طبیعتا دود در کرد از خودش.منم دیدم دودش همچین بوی خوبی نمی ده و بوی دود می ده! پس چی کار کردم؟بهش اسپری زدم!یهو دیدم یا علی!شعله 1 سانتی متری شد 1 متر!البته این اتفاق نتیجه گیری برام داشت.نتیجش هم این بود که دود بوی دود میده و با اسپری خوش بو نمی شه!![]()
-یه بار هم همین طوری سیم لخت رو گرفتم دستم!ولی شانس آوردم فقط شصتم بهش خورد.
-یه بار دیگه تصمیم گرفتم اولین ماشینی که رد شد سورپیریزش کنم.برا همین رفتم پشت یه مینی بوس که پارک کرده بود قایم شدم.صدا ماشین رو که شنیدم پریدم جلو ماشین.از شانس من به جای یه ماشین معمولی پاترول خورد به تورم!جالب این جاست که طرف غافلگیر شد!
ولی عکس العمل سریعی انجام داد و جلو پام ترمز زد.من از صداش فقط ترسیدم.ولی بعدا فکر کردم چرا یارو این قدر عصبانی شد؟بعدا فهمیدم چرا!![]()
-یه بار آتیش رو با روغن خاموش کردم.![]()
-چهارشنبه سوری امسال هم که با طیبه و الهام بودیم،یه بسته کامل سیگارت تو دستم ترکید.طیبه هم به جای این که بگه طوریت نشد گفت:حیف سیگارت ها!![]()
-یه بار با یه سگ وحشی شوخی کردم.ولی اون انگار شوخی سرش نمی شد!
من فقط یه چوب که سرش رو با آتیش روشن کرده بودم چسبوندم بهش.که اون حمله کرد.از این سگ گرگیا بود.نفهمیدم چه جوری در رفتم.ولی اون فهمید چه طوری دنبالم کنه!کلی دویدم ولی باز بهم رسید و اومد گاز بگیره که صاحبش رسید.
-یه بار تو حس فیلم سوپرمن بودم،فکر کردم من چیم از سوپر من کمتره؟ها؟به خاطر همین یه چادر به عنوان شنل بستم و از بالکن خودم رو پرت کردم.ولی چون خونمون طبقه اول بود طوریم نشد و فقط یکم بدنم کوفته شد.اون جا فهمیدم که یه چیزایی از سوپر من کمتر دارم!![]()
خیلی کارای دیگه هم کردم.که جریان همون نویسنده حوصله ندارد و خواننده خوابش می یاید می باشد.
تو پسب بعدی کارایی که داشتم بقیه رو می کشتم می گم و تو پست بعدی کارایی که بقیه داشتن من رو می کشتن.
کارای دیگه هم یادم اومد می گم.
این کارها رو وقتی کردم که حوصله ام سر رفته بود.برای همین والدین گرامی جدیدا کلی برنامه ریختن(از 10 سالگی به بعد)که حوصلم سر نره!![]()
با همه این کارا تا حالا نه جاییم شکسته نه بخیه خوردم!![]()
جریان کسایی هم که میگن ایتالیا شانس اورده اومده بالا،بهشون بگم که جریان شما عینه او عروسه می باشد که بلد نیست برقصه می گه زمین کجه!![]()
پس الکی تقصیر هارو گردن این و اون نندازید.
تبریک می گم به همه ایتالیایی ها،طرفداران ایتالیا واز مهم تر به سزار و یارانش(توتی و بروبچ تیم)
بازی قشنگی بود.یه دوئل واقعی.
حالا بگذریم فردوسی پور وسط گزارش چقدر تیگه انداخت به ایتالیایی ها.کاملا معلوم بود طرفدار فرانسه می باشد.حالا طرفدار فرانسه هست که هست.چرا می کشه به بازی؟![]()
باخت فرانسه تقصیر کسی نبود.همه میگن(همه بیجا میکنن
)تقصیر Marco MATERAZZI بود.مربی فرانسه هم گفت بهترین بازیکن زمین اون باید می شد چون باعث شد زیدان اخراج شه و تضعیف روحییه و این حرفا!![]()
زیدان می خواست جز اون پنالتی کاری کنه تو این 105 دقیقه می کرد.در ضمن اینا برن جلو زیدان رو بگیرن که یهو وحشی نشه. MATERAZZIاگه فحش بدجور هم بهش می گفت اون حق نداشت یه همچین کاری کنه.تازه از کجا معلوم اصلا چیزی گفته باشه؟![]()
برن خره David Terezege رو بگیرن که نتونست پنالتی بزنه!
دلم خنک شد یه یونتوسی نتونست پنالتی بزنه!![]()
فردوسی پور هم از اون جایی که یه جاییش سوخته بود گفت حق ایتالیا نبود جام رو ببره!
معلومه که حقش بود!
این هم یه back ground از جام و تیم ایتالیا!
http://us.news1.yimg.com/us.yimg.com/i/fifa/gen/fi/20060709/i/3962275522.jpg
بیخود نیست همیشه دلم می خواست ایتالیایی باشم.
و این هم بازیکن های تیم که روش کلیک کنید مشخصات و قد و وزن و عکسشون رو می بینیند:
این جام در مورد تیم ایران یه خوبی داشت اونم این بود که ما خود بازیکن ها رو میشناختیم که هیچ،تو این مدت با Sms و این حرفا با بقیه خانوادشون هم آشنا شدیم.![]()

بالاخره راحت شدم.انتخاب رشته کردم و خلاص!
میرم ریاضی.که بعد بخونم برم خلبان شم.
البته ناگفته تباشه که چقدر دوستان لطف کردن و امیدواری دادن که خلبانی تو ایران برای خانم ها نیست.
به غیر از طیبه و فاطمه که اونا هم می خوان خلبان شن.
تو ایران ما 5 تا خلبان خانم داریم.که یکیشون تو آموزشگاه خلبانی درس خونده.آموزشگاه خلبانی حدود 25 تا 40 میلیون پول شهریشه.با این حساب نتیجه میگیریم که طرف خیلی خر پول بوده.از اون جایی که ما(من و طیبه و فاطمه)زیر خط فقریم باید چندتا راه دیگه انتخاب کنیم.
یا صبر کنیم هواپیمایی درخواست خلبان خانم بده
یا بریم خارجه درس بخونیم.
اگر هم خلبان شدیم باید 110 تا تست پزشکی بدیم که تو اون احتمالاردیم.
می مونه راه آخر که اونم چند مدله.
یا می ریم مسئول خلبانی رو گروگان می گیریم.تا مارو راه بدن.
یا 40 میلیون پول قرض می کنیم یکیمون میره یاد میگیره میاد به بقیه درس میده.
یا بیخالش شیم .که امکان نداره.
پس باید بریم هوافضا بخونیم بعد بریم خارجه.
اگه هیچ کدوم از اینا نشد میشینیم ناسزا(فحش نه) میگیم به مسئولان و بیشتر به پسرا.
که هم این قدر آزادن هم این قدر راحت.همه جا هم راشون میدن.
فقط مشکلشون سربازیه.که من خیلی دوست دارم برم سربازی
نمیدونم کجاش بده که این قدر باهاش مشکل دارن.
با این حرفا نه اونا از سربازی خوششون میاد،نه من 40 میلیون گیرم میاد.
فقط این که نامردیه.این همه میگن تساوی زن و مرد و این حرفا چرا به این جاهاش توجه نمی کنن؟
مثلا من می خواستم برم مدرسه فوتبال.
رفتم اون جا پسرا شروع کردن نیشخند زدن.مربی گفت بیا ببینم بلدی فوتبال یا نه؟
رفتم اون جا با یه پسره که 4 برابره من بود، فوتبال بازی کردم.همه کفشون برید.
آخر سر هم گفتن برو فوتسال بانوان.
می خواستم برم که نمی رفتم اونجا که!
یه بار هم رفتم گیم نت اون قدر چپ چپ نگاه کردن که کوفتم شد بازی.آخه چرا؟
چرا نمی تونم برم استادیوم؟چرا نمی تونم خواننده شم؟چرا نمی تونم کونتر بازی کنم؟چرا نمی تونم خلبان شم؟
چرا نمی تونم برم سربازی؟جرا تا یکم موهامو سیخ می کنم چپ چپ نگاه می کنن؟چرا برا همه عجیبه دختر فوتبال بازی کنه یا فوتبال نگاه کنه یا بره کارتینگ؟چرا خورشید می تابه؟چرا می چرخه زمین؟چرا..
این چراها ادامه دارد
ولی نویسنده حوصله ندارد
چون هرچقدر هم که بگوید،فایده ندارد.
و خواننده خوابش میاید.
نمی خوام بگم از دختر بودن خودم ناراضیم
ولی بعضی وقتا دلم می خواد پسر باشم.
حداقل همه از پسرا انتظار انضباط 20 ندارن.
ادامه مطلب!
ابراهيم ميرزاپور-پاول ندود-آندري شوچنكو
-ديويد بكهام-زين الدين زيدان-علي دايي-فریدون زندی
-مهدی مهدوی کیا-آرش برهاني-وحید هاشميان-علي كريمي-رونالدینهو-فرانچسکو توتی![]()
-وين روني-تيري هانري-مايكل اوون-لوئيس فيگو
ادامه مطلب!
رو ادامه مطلب کلیک کنید.
برزیل و آرژانتین حذفیدن!![]()
ای بابا!
از همه مهم تر کی باورش میشه ایران حذف شه؟![]()
البته ما از میرزاپوری که ضربه تفننی احمدی نژاد رو نتونست بگیره نباید انتظار میداشتیم شوت کریستینو رونالدو رو بگیره!
ولی به دلمون یه جشن موند.![]()
خلاصه تو جام جهانی من از اول طرفدار ایتالیا بودم![]()
به این می گن یه تیم باحال و درست حسابی!
مخصوصا با خطای د روسی کلی حال کردم
آخرش بود.
کعبی هم خوب لگدی زد.![]()
به هر حال:
به جهنم که باختیم
|
مشخصات یه پسر خوب يک پسر خوب امضاء گواهي نامه اش خشک نشده به رانندگي خانمها گير نميدهد |
| (خلوت) |
|
|
کارنامه گرفتیم بالاخره!
همه قبول شدیم،همه انضباطامون رفته بالا و هیچ کدوم اخراج نشدیم.
ولی من باید با یاران اوشن خداحافظی کنم.چون دیگه تو این مدرسه...نمی خوام بمونم.
امسال مدرسه برام جهنم بود.البته به جز بودن با یاران اوشن.
نمی گم مدرسه بد بود.ولی من نتونستم خودم رو با شرایطش جور کنم.شرایط سختی داره و از بچه ها می خواد که تابع باشن.بلانسبت عینه سگ.و فقط کسی می تونه با این شرایط جور شه که:
سر کلاس به هیچ وجه حرف نزنه،
تو راهرو بلند بلند نخنده،
هر معلمی که از کنارش رد شد(چه بشناسه چه نشناسه)سلام کنه،
با معلم ها جروبحث نکنه حتی اگه حق با خودش باشه ،
قبول کنه حرف معلم حرف آخره
و...
این شرایط برای من که 8 سال با تمام بچه های کلاس(همه بچه ها،نه مثل این جا فقط ما.یعنی یاران اوشن)
کل سال رو شوخی می کردیم،کرم می ریختیم،با معلم ها شوخی می کردیم و معلم ها هم مثل خودمون بودن خیلی سخته.
پارسال یعنی کلاس سوم راهنمایی بدترین کرم ریزی ما اینا بود:
معلم زبان با گریه از کلاس رفت بیرون و اونقدر در رو محکم به هم زد که در از جاش کنده شد و افتاد زمین!
معلم تعلیمات اجتماعی از شدت عصبانیت یه ربع بیرون کلاس موند تا حالش جا بیاد.
معلم دینی اومد ساکتمون کنه که زد رو میز و ساعتش متلاشی شد.
یه معلم زبان دیگه قلبش گرفت
کلاس ما تنها کلاسی بود که اخراجی داشت.اونم دو تا!
و...
این کارا صد درجه بدتر از کارای امسال بود.ولی با این حال معلم ها به معاون هامون شکایت نمی کردن.چون خودشون یادشون مونده بود که یه زمانی هم سن ما بودن.اگه معاون همون هم می فهمیدن فوقش یه دعوای کوچولو می کردن و وقتی که فردای همون روز یکی از اون مانتوهای جوادشو پوشیده بود وقتی بهش می گفتی چه خوشتیپ شدی(!)می خندید و همه چی یادش میرفت.
با تمام این کارا انضباط همه ی ما 20 شد.
من یادم نمی یاد معاون این جا جز دعوا کردن و نعره زدن سر ما کاره دیگه ای کرده باشه چه برسه به لبخند!
بازم نمیگم مشکل از مدرسه میباشد!ولی نامردیه که معلم این قدر نازک نارنجی باشه که وقتی جاتو با پشت سریت عوض می کنی بره سریع معاون رو بیاره!
دلم که حسابی پره.با دستشویی رفتن هم خالی نمی شه!
نمیدونم چند نفر از یاران اوشن اون جا می مونن؟
به هر حال امیدوارم موفق باشن.
کاش معاون ها و معلم های این جا یادشون می موند که یه زمانی هم سن ما بودن.
حتما این که بچه ها ازشون بترسن براشون افتخاریه
ترس تا حدی که زهرا دچار گریه هیستیریکی(نوع عصبی گریه که معلوم نیست طرف داره گریه می کنه یا می خنده)بشه
طیبه از دادی که معاون به خاطر موهاش سرش کشید عصبی بشه و معده درد بگیره که ما به زور تو اون مدرسه به اون بزرگی براش قرص معده پیدا کردیم.
فاطمه دو دقیقه مات بمونه
و...
یعنی تا این حد که بروبچ که تو نترسی همه میشناختنشون این طوری شن؟
یاران اوشن هم به خاطر دوستاشون دارن می مونن.بالاخره 3 4 سال با هم بودن.حالا من توشون جدید بودم.
طیبه میگه که حالا بیا باهم تحمل می کنیم!
خلاصه با این که هممونو راه میدن،من میرم از این مدرسه.
سوم راهنمایی بهترین سال تحصیلی من بود و امسال بدترین.
هر دوشون تموم شدن.
هم سوم د هم اول الف
وحالا دوم ریاضی.
سال جدید ، مدرسه جدید ، دوستای جدید و ماجراهای جدید
در مورد اسم گروه یاران اوشن:یه فیلم قدیمی بود که توش 12 تا دزد و تبهکار بودن.
اسمشون یاران اوشن بود.جون تعدادشون با ما یکی بود
ماهم شدیم یاران اوشن
ببخشید مجبورم دیرتر بیام که آپ کنم.
یکی سوال کرده بود خودت طرفدار چه تیمی هستی؟
من طرفدار:
رما و میلان می باشم و طرفدار توتی
و نستا و مالدینی و شوچنکو
و موریان تس و د روسی (با اون خطای قشنگش کلی حال کردم
)و هرچی میلانی و رمایی
و از یونتووس اصلا خوشم نمی یاد.![]()
از بروبچی که لینک داده بودن ممنونم.من لینکیدم.
فعلا.![]()
(کامی تو می تونی از انتشارات علمی فرهنگی یا پخش کتاب گستر بگیری!)